جانشینان زرتشت و زرتشتیگری

تصور غلطی در مورد اوستا رایج است که آن را کتابی یکپارچه تلقی می کند. در صورتیکه اوستا، مجموعه ای از چند کتاب در دوره های مختلف و از نویسندگان مختلف و با موضوعات مختلف است؛ اوستا را می توان مجموعه فرهنگ دینی و آیینی زرتشتیان معرفی کرد.
بخش کوتاهی از اوستا که به آن گاهان یا گاتها می گویند منسوب به خود زرتشت است؛ متن زیبا و ارزشمندی است. اگر فقط این متن را ملاک قراردهی و خبر نداشته باشی بعدها سیر و سرانجام و سرنوشت آیینی که گوینده این متن بنیان آن را گذاشته به کجا رسیده است، تصور می کنی آیین او، آیینی است که با انبوهی مومن هنوز باقی و قدرتمند و پویا است. اما چه شد که از آیینی که بنیانگذارش چنان آراء و سخنانی دارد، تقریبا چیزی در ایران باقی نماند؟
به گمان من هیچ کس در تضعیف و از بین بردن دین زرتشت به اندازه نمایندگان و جانشینان و نایبان او در عصر ساسانی نقش نداشت. در دوره ساسانی بین مردم و قدرت سیاسی شکاف و دوگانگی ایجاد شده بود و در این دوگانگی، نمایندگان زرتشت و مومنان به دین او، پیوسته در جانب قدرت سیاسی ایستادند و با آن در پیوند و ممزوج بودند. نتیجه البته، از بین رفتن دین و آیین شان از آب درآمد.

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

:D :) :( :o :? 8) :lol: :P :wink: :-* =(( :-& @};- :-S >:) :x :(( :-x :| :-<