کرونا و آمارهایی که با هم جور در نمی آیند

طبق آمار دولتی در ۲۴ ساعت گذشته، ۶۳ نفر در اثر کرونا در ایران از دنیا رفته اند. از سوی دیگر آمار دولتی فوتیهای کرونا تا روز ۲۱ اسفند ۹۸ بدین شرح بوده است:

از ابتدای اعلام کرونا در ایران تا روز ۵ اسفند: ۱۲ نفر
۶ اسفند: ۳ نفر
۷ اسفند: ۴ نفر
۸ اسفند: ۷ نفر
۹ اسفند: ۸ نفر
۱۰ اسفند: ۹ نفر
۱۱ اسفند: ۱۱ نفر
۱۲ اسفند: ۱۲ نفر
۱۳ اسفند: ۱۱ نفر
۱۴ اسفند: ۱۵ نفر
۱۵ اسفند: ۱۵ نفر
۱۶ اسفند: ۱۷ نفر
۱۷ اسفند: ۲۱ نفر
۱۸ اسفند: ۴۹ نفر
۱۹ اسفند: ۴۳ نفر
۲۰ اسفند: ۵۴ نفر
۲۱ اسفند: ۶۳ نفر

به عبارت دیگر بر اساس آمار دولتی، وضعیت تلفات گیری کرونا در روز ۱۱ خرداد ۹۹ از تمام روزهای سه هفته اول اسفند وخیم تر بوده است!!

جالب این است که عمده شخصیتهای شناخته شده، پرستاران و پزشکانی که در اثر کرونا از دنیا رفته اند در اسفندماه و نهایتا اوایل فروردین از دنیا رفته اند و مدتها است خبر فوت چنین اشخاصی را یا نمی شنویم یا کم می شنویم.
پیشنهاد می کنم اگر مسئولان وزارت بهداشت به دقت آمار این روزهای خود اطمینان دارند برای هماهنگی بیشتر آمار این روزها با آمار اسفند و اوایل فروردین، اعداد آن روزها را حداقل در مضربی بین ۵ تا ۱۰ ضرب کنند تا آمار نهایی شان دقت بیشتری داشته باشد. به هر حال اینکه امروز ۶۳ نفر در اثر کرونا از دنیا رفته باشند و روز ۲۰ اسفند، ۵۴ نفر یا روز ۱۷ اسفند، ۲۱ نفر، اصلا با هم جور در نمی آید!

روحانیان در کرونا ۵ برابر بیشتر تلفات داده اند یا آمار کل کشور یک پنجم واقعیت اعلام شده است؟

غلامرضا شفیع زاده، رئیس سازمان بسیج طلاب و روحانیون در گفتگو با خبرگزاری حوزه گفته است ۱۱۲ نفر از طلاب و روحانیون کشور در اثر کرونا در گذشته اند. طبق گفته ایشان، ۷ نفر از این ۱۱۲ نفر، جزو شهدای مبارزه با کرونا هستند. بنابراین برای دقت بیشتر بحثمان، آمار فوتیهای ناشی از کرونای روحانیون را ۱۰۵ نفر در نظر می گیریم.
از سوی دیگر طبق گزارشهای مختلف، جمعیت طلاب و روحانیون ایران، ۱۵۰ هزار تا ۲۰۰ هزار نفر است که میانگین آن ۱۷۵ هزار نفر می شود. با این حال فرض می کنیم این آمارها دقیق نیستند و بسیاری از روحانیون را در نظر نگرفته اند. بنابراین محض محکم کاری فرض می کنیم جمعیت روحانیون کشور ۲۵۰ هزار نفر است.
با این فرض که جمعیت روحانیون ایران ۲۵۰ هزار نفر است، ۰٫۰۴۲ درصد از جمعیت روحانیون کشور در اثر کرونا از دنیا رفته اند.
از سوی دیگر بر اساس گزارشهای دولتی، تا امروز یعنی ۶ خرداد، ۷ هزار و ۵۰۶ نفر از جمعیت ۸۰ میلیونی ایران در اثر کرونا از دنیا رفته اند. یعنی ۰٫۰۰۹۴ درصد از جمعیت کل کشور در اثر کرونا از دنیا رفته اند.
به عبارت دیگر جمعیت طلاب و روحانیون کشور در خوشبینانه ترین حالت، حدود ۵ برابر بیشتر از حد معمول، در اثر کرونا فوتی داده است!!
طلاب و روحانیون یک استثناء نیستند. تقریبا هر جامعه آماری کوچکتر از جمعیت ایران را که به صورت مجزا در نظر می گیریم، آمار فوتیهایشان در اثر کرونا، چند برابر بیشتر از حد معمول است!

ویروس یا سم؟!

خبرها و شنیده ها و دیده ها و داده های مربوط به شیوع کرونا رو که میذاری کنار هم به نظر میاد دچار این بیماری شدن یا دچارش نشدن، هیچ فرمول و الگوی قطعی خاصی نداره. رفتارش، بیشتر مثل یک سم می مونه تا ویروس. به عبارت دیگه، دچار این بیماری شدن، الگو و فرمولی داره که پزشکی هنوز متوجهش نشده.

وقتی دولت هم خدا را می خواهد و هم خرما را

شش هفت ماهی می شود که تقریبا به صورت روزانه پیگیر خبرهای بورس اوراق بهادار تهران هستم.
احتمالا شنیده باشید که امسال دولت قرار است سهام خود در شرکتهای بزرگ را به مردم بفروشد. تعداد این شرکتها ۱۳ تا است. دولت به جای اینکه سهام خود در این ۱۳ شرکت را جدا جدا بفروشد قرار است آنها را در سه دسته کلی (با عنوان صندوق ETF) «بانکی و بیمه ای»، «خودرویی و فلزات» و «صنایع نفتی» واگذار کند که واگذاری دسته اول (شامل سهام دولت در پنج شرکت بانکی و بیمه ای) از ۱۴ اردیبهشت شروع شده و تا ۳۱ اردیبهشت ادامه خواهد داشت. به عبارت دیگر، دولت به این طریق میخواهد هم در شرایط کسری بودجه، درآمد قابل توجه حاصل از فروش سهام خود را کسب کند، هم مدیریت خود را بر سهامی که میفروشد از دست ندهد!
معاون وزیر اقتصاد روز گذشته اعلام کرد با گذشت ۱۰ روز از آغاز عرضه صندوق اول و باقی ماندن ۷ روز دیگر از این عرضه، تنها ۱۲ درصد آن فروش رفته است! اتفاقی که به نظر نگارنده این سطور، قابل پیش بینی هم بود.
اگر فرض کنیم در یک هفته باقی مانده، مشتریان بیشتری برای این صندوق پیدا شود در خوشبینانه ترین حالت، نهایتا ۳۰ درصد از صندوق اول فروش خواهد رفت و ۷۰ درصد دیگر روی دست دولت خواهد ماند. شکست بزرگی است!
اما اگر دولت به طمعش برای ادامه اعمال مدیریت بر سهام فروخته شده خود مهار زده بود چه اتفاقی می افتاد؟
هرکس با رویه بورس و روانشناسی جمعی جاری در آن کمترین آشنایی را داشته باشد تصدیق می کند اگر دولت سهام پنج شرکت صندوق اول را به صورت مستقیم و مجزا و مثلا در ۵ هفته متوالی و به شکلی همچون شکل عرضه های اولیه بورسی عرضه کرده بود، اولا به راحتی و به سرعت می توانست تمام سهام خود را بفروشد نه اینکه در حالت خوشبینانه تنها ۳۰ درصد آن را بفروشد، ثانیا و اتفاقا می توانست با قیمتهای بسیار بالاتری نیز آنها را بفروشد. اما امان از طمع حفظ مدیریت دولتی که اجازه صورت گرفتن چنین روندی را نداد.

من، صانع ژاله و کیانوش توکلی

شاخص

حدود ۹ سال پیش، وقتی صانع ژاله، یکی از هم دانشکده ای هایم (من در رشته سینما تحصیل میکردم و او در رشته تئاتر) در جریان ناآرامیهای تهران کشته شد و متاسفانه دستگاههای تبلیغاتی خاص، سعی داشتند او را بسیجی معرفی کنند، شاید از میان منتقدان و مخالفان جنبش سبز، تنها کسی بودم که بسیجی بودن ژاله را تکذیب کردم و زشت بودن تبلیغاتی را که او را بسیجی و دوستدار نظام معرفی می کردند گوشزد کردم. بازتابهایی از اعتراض آن روزم و خاص بودن آن اعتراض، هنوز در اینترنت باقی مانده است. به عنوان یک نمونه، لینک زیر را از سایت رادیو زمانه و تصویر همان مطلب را ببینید (البته بر خلاف ادعای سایت رادیو زمانه من هیچ وقت عضو بسیج دانشجویی دانشگاه هنر هم نبوده ام):

هویت سازی رسانه‌های حکومتی برای کشته شدگان مردمی

IMG_20191229_161205_071

با این حال در آن زمان یکی از خوانندگان عصبانی وبلاگم که حمایت من از احمدی نژاد را نمی پسندید، به صرف اینکه من در نوشته ام اعلام کرده بودم هم دانشکده ای صانع ژاله هستم و با واسطه او را میشناسم، بدون ارائه هیچ سند و شاهدی و با استفاده از برخی داده های موجود در آرشیو وبلاگ و کامنتدونی آن، مطلب مفصل و البته پر از دروغ و تخیلی تهیه کرد و در آن من را قاتل صانع ژاله معرفی کرد و این مطلب را برای سایت اینترنتی ایران گلوبال ارسال کرد و این سایت هم آن را منتشر کرد! مطلب سایت ایران گلوبال در اینترنت پخش شد و جالب اینجا است که بعد از هشت نه سال، هنوز هم از ترکشهای آن در امان نیستم و ای بسا بعدها نیز به آبرو و امنیتم لطمه بزند.
نمونه ای از ترکشهای نسبتا جدید این دروغپردازی و تهمت بزرگ را در تصویر این توییت که برای همین یکی دو سال گذشته است ببینید:

IMG_20191229_162112_077

خاطرم هست در همان زمان به آقای “کیانوش توکلی” مالک سایت ایران گلوبال ایمیل زدم و از او خواستم با توجه به اینکه هیچ سند و شاهد و دلیلی برای مطلبی که علیه من منتشر کرده است وجود ندارد و با توجه به اینکه انتشار و باقی ماندن آن مطلب در اینترنت می تواند برای امنیت و آبروی من و خانواده ام در آینده خطرآفرین باشد، آن مطلب را از خروجی سایت خود حذف کند که حاضر به انجام چنین کاری نشد.

به تازگی فیلمی دیدم در یوتیوب که چند ماه پیش منتشر شده بود و همین جناب “کیانوش توکلی” (عضو سابق گروه فداییان خلق) در آن داشت “آمد نیوز” و “روح الله زم” را نقد می کرد که انگیزه ای شد تا این چند خط را بنویسم.
به نظر شما نقد کیانوش خان به آمدنیوز چه بود؟ نقد او این بود که درست است که ما با جمهوری اسلامی مخالفیم و خواستار سرنگونی آن هستیم ولی در مخالفت نباید بی اخلاق بود و دروغ گفت و اشکال آمدنیوز آن است که در مخالفت، اخلاق را رعایت نمی کند.
توجه کردید چه شد؟ کیانوش خانی که همراهی و همدلی منِ دستِ تنها با دوستان و خانواده صانع ژاله را (همراهی در اعتراض به بسیجی سازی از صانع) با قاتل معرفی کردن من جواب داده است، حالا در مواجهه با نظام جمهوری اسلامی، منادی اخلاق و راستگویی شده است! بابا جوانمرد! بابا اخلاقگرا! بابا گاندی!

به هر حال لازم میدانم در پایان این یادداشت به این نکته هم اشاره کنم و امیدوارم به گوش کیانوش خان هم برسد که اگر عمر خودم و عمر او به دنیا باشد، بالاخره روزی خواهد رسید که از مجاری قانونی و رسمی، در هر کجای دنیا که باشد، حقم را از او بگیرم. مگر اینکه قبل از آن روز، آن مطلب را از سایت خود حذف کند و به همان اندازه که در این سالها در نت منتشر شده، در انتشار تکذیبیه آن بکوشد و بابت آن هم عذرخواهی علنی کند.
در این تصمیم، سمج و صبورم، ولو کیانوش خان آن را شوخی و بلوف تلقی کند و به آن پوزخند بزند.

آیا ایران برای پیروزی ترامپ در سال آینده آماده است؟

حزب محافظه کار انگلیس، پیروزی بی سابقه و قاطع و از نظر نخبگان و رسانه ها غیرقابل انتظاری در انتخابات روز گذشته پارلمان به دست آورد. با این پیروزی خروج بریتانیا از اتحادیه اروپا قطعی شد.
این پیروزی، فضا را به نفع ترامپ در آمریکا نیز قویتر می کند و کفه پیش بینیهایی را که او را پیروز انتخابات ریاست جمهوری سال آینده می دانند سنگینتر می کند.
متاسفانه ظاهر قضایا حاکی از این است که مدیران ارشد کشور ایران، همه امیدشان به شکست ترامپ در انتخابات سال آینده است و برنامه ای برای چهار سال دومی که او رییس جمهور آمریکا باشد ندارند. در حالیکه به نظر می آید پیروزی مجدد ترامپ در سال آینده، همچون پیروزی روز گذشته حزب محافظه کار انگلیس، نخبگان و فضای رسانه های اصلی را در آمریکا و جهان شگفت زده خواهد کرد.

بعد از اینکه اینترنتها وصل شده اند، اکثر اوقات فیلترشکنم کار نمی کند. اگر یکضرب کار نمیکرد تکلیف آدم روشن بود. آن وقت خوبی اینجا این بود که میفهمیدی وقتی در تلگرام یا توییتر یا فیس بوک نیستی، چه کسانی برایشان مهم است که در جایی دیگر هنوز هستی یا نه. چه کسانی اینجا را یادشان مانده. چه کسانی تو را از وقتی اینجا رونقی داشته، پیگیر بوده اند.
***
می دانم روزی اینجور جاها را هم از ما خواهند گرفت.

تستِ شخص پرستی

همیشه وقتی داریم در تایید (یا رد) حرف یا عملکرد کسی در یک موضوع، استدلال می کنیم باید حواسمان باشد که اگر او در عالم فرض، در همین موضوع، ۱۸۰ درجه مقابل همین حرف و عمل فعلی اش بود آیا موضع ما هم در برابر حرف و عمل او، به عکس الان بود یا در آن صورت هم داشتیم در تایید (یا رد) او استدلال می کردیم؟
اگر در آن صورت هم داشتیم در تایید (یا رد) او استدلال می کردیم، شخص پرست (یا شخص ستیز) هستیم. به عبارت دیگر آنچه به آن مشغول هستیم، استدلال نیست، بلکه توجیه و ماله کشی (یا دشمنی کور) است.

کسی میاد اینجا؟

کسی اینجا میاد؟ از قدیمیها؟
چه عمری گذشته ازمون! و اینجا و اینجاها چجور متروکه شدن! انگار نه انگار روزگاری چه برو و بیایی بود اینجا.
اگر کسی میاد اینجا برام پیام بذاره.

حتی بیژن قاسم زاده هم نباید طولانیتر از حد قانونی در بازداشت موقت بماند

پرچم رعایت حقوق مردم و رعایت قانون را باید جای درستی کوبید. اینگونه است که حقی از کسی ضایع نخواهد شد. بنابراین لازم می دانم اعلام کنم حتی بازپرس بیژن قاسم زاده هم نباید بیشتر از مدتی که در قانون به عنوان “بازداشت موقت” تعریف شده و همچنین افکار عمومی از عبارت “موقت” تلقی می کنند در بازداشت بماند. در کل باید بساط نگه داشتن طولانی مدت اشخاص به اسم “موقت” جمع شود.

هیچ ابهامی در کار نیست

خدا خیلی وقته، خیلی روشن، درست و غلط رو بهمون نشون داده. اتمام حجت کرده باهامون و راهی برای توجیه و ماستمالی برامون باقی نگذاشته. خیلی روشنه که کی به کیه. هیچ ابهامی در کار نیست. خیلی وقته که به نظر میاد باقی ماندن و اصرار روی علایق و نوستالژیهای سابق و تئوری تراشی برای این باقی موندن، جز خسارت اخروی، عاقبتی نداره. دیگه عزیزان من خود دانند.

به مرگ نگرفته باشند که به تب راضی شویم؟

احکام اولیه صادر شده برای متهمان پرونده اعتراضات هفت تپه:

#اسماعیل_بخشی ۱۴ سال
#سپیده_قلیان ۱۹سال
#محمدی_فرد ۱۸سال
#عسل_محمدی  ۱۸سال
#ساناز_الهیاری  ۱۸سال
#امیر_امیرقلی  ۱۸سال
#محمد_خنیفر ۶ سال